قبل از ترک کارکنان به فکر افزایش انگیزه آن‌ها باشید!

۲۱ بازديد



امروزه سازمان‌ها با مشکلاتی مثل تورم بالا و بازار کار کساد دست‌وپنجه نرم می‌کنند. همین مسئله منجر به ترک کامندان از سازمان می‌شود. برای حل این چالش‌ها، مدیرها سعی می‌کنند روش‌های مختلفی را استفاده کنند، مثلاً شیوه‌ی عملکردشان را تغییر می‌دهند یا دست‌مزدها را زیاد می‌کنند. تحقیقات نشان داده است که مدیرها می‌‌توانند چالش‌ها را به فرصت تبدیل کنند و ساختار محیط کار را عوض کنند. در ساختار جدید به افزایش انگیزه‌ کارکنان و تقویت قدرت تیمی بها داده می شود و سازمانی برنده است که بتواند از مدیریت عملکرد و سیستم پرداخت برای انگیزه‌دادن به کارمندان استفاده کند. در این مقاله، با این سیستم کاری بیشتر آشنا می‌شویم.

برای تقویت عملکرد کارکنان، درقبال عملکرد به آن‌ها پاداش بدهید

وقتی سازمانی از سیستم مدیریت عملکرد متصل به پاداش برای تقویت عملکرد فردی و تیمی استفاده می‌کند، می‌تواند تا حد زیادی از رقبایش جلو بیافتد. این سازمان‌ها عملکرد اقتصادی بهتری نسبت به شرکت‌های رقیب دارند و بهره‌وری کارکنانشان هم بیشتر است. بعضی از سازمان‌ها از انگیزه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده می‌کنند و به عملکرد اقتصادی بهتری می‌رسند. مثال‌هایی از انگیزه‌های کوتاه‌مدت، کارت‌های هدیه، مرخصی برای سفر و افزایش انعطاف ساعت کاری است. بعضی از کارمندان دوست دارند به صورت هیبرید کار کنند، تغییر حالت کاری یا جایگاه شغلی در سازمان نوعی انگیزه‌ی بلندمدت است. تاثیر انگیزه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت روی تقویت عملکرد کارمندان در تحقیقات متعدد ثابت شده است. طبق این تحقیقات، شرکت‌هایی که از پاداش‌های متنوع استفاده می‌کنند، ۱.۱۶ برابر عملکرد اقتصادی بیشتری نسبت به رقبایشان دارند و بهره‌روی کارکنانشان ۱.۳۶ برابر بیشتر از بقیه‌ی شرکت‌ها است. این تحقیقات نشان می‌دهند که اگر سازمان‌ها سیستم مدیریت عملکردشان را متحول کنند، می‌توانند عملکرد اقتصادی‌ را به اندازه‌ی ۱.۴۸ برابر افزایش دهند.

مدیریت عملکرد در سازمان‌ها

عملکرد کارمندان در سازمان‌ها با عواملی مثل چرخه‌ی عملکرد، انتظارات شغلی، ارزش‌ها و تاثیر عملکرد کارمندان روی اهداف سازمان تعریف می‌شود. تحقیقات انجام‌شده در سازمان‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل، عملکرد کارمندان است که با توجه به اهداف سازمان و چرخه‌ی عملکرد تعریف می‌شود. بعد از عملکرد کارکنان، انتظارات شغلی و ارزش‌ها اهمیت دارند.

چرخه عملکرد چیست؟

منابع انسانی یا مدیرهای شرکت، عملکرد کارمندان را در بازه‌ی زمانی خاصی بررسی می‌کنند. به این بازه‌ی زمانی محدود، چرخه‌ی عملکرد گفته می‌شود. بعضی از سازمان‌ها عملکرد تیمی را درنظر می‌گیرند و پیشرفت تیم را در یک برنامه‌ی مشخص می‌سنجند. این سازمان‌ها عملکرد بهتری دارند. بنابراین، در صورتی‌که مهارت‌هاو توانایی‌های فردی کارمندان را براساس موفقیت تیمی بسنجید، می‌توانید به نتایج مطلوب‌تری برسید.  اگر به دنبال اجرای برنامه‌ی مدیریت عملکرد اثربخش هستید، باید عملکرد کارمندان را در تیم بررسی کنید. مثلا می‌توانید معیارهایی مثل همکاری و کار گروهی را درنظر بگیرید یا ببینید کارمند شما تا چد حد در موفقیت تیم تاثیرگذار بوده است. با اجرای این برنامه‌، کارمندان شاخص‌های کلیدی عملکرد و مسائل مربوط به حقوق و مزایا را بهتر درک می‌کنند. در نهایت، در صورتی‌که مدیریت عملکرد را به درستی در سازمان اجرا کنید، کارمندان احساس ارزشمندی می‌کنند و انگیزه‌‌شان برای کارکردن بیشتر می‌شود.

راهکارهایی برای حذف موانع عملکرد مدیریتی

در همه‌ی شرکت‌ها، چالش‌ها و موانعی برای پیاده سازی مدیریت عملکرد وجود دارد که باعث می‌شود عملکرد مدیریت زیرسوال برود. منشاء این موانع عوامل زیر هستند:

  • مشارکت‌نکردن کارکنان
  • نداشتن انگیزه‌ی کافی
  • بهای بیشتر به کارمندان ضعیف
  • اختصاص‌ندادن زمان کافی روی پروژه‌ها

برای رفع این مشکلات، می‌توانید راهکارهای سازمان‌های موفق را اجرا کنید. این سازمان‌ها برای رفع یا کاهش موانع از مدیریت عملکرد اثربخش استفاده می‌کنند و راهکارهای زیر را پیاده می‌کنند.

  • اجرای سبک‌های کاری منعطف (سبک کاری هیبرید یا دورکاری در شرکت)
  • تنظیم اهداف سازمان با انعطاف‌پذیری بیشتر و اجرای ارزیابی سالانه
  • تقویت رابطه بین مدیریت عملکرد و توسعه‌ی شغلی

به‌طور کلی، بهتر است که اهداف سازمان را به صورت انعطاف‌پذیر تعیین کنید و ارتباط بین مدیریت عملکرد و پیشرفت شغلی را افزایش دهید. اگر کارمندان ببینند که با عملکرد بهتر به جایگاه‌های شغلی بهتری می‌رسند، انگیزه‌ی بیشتر پیدا می‌کنند و روی پروژه‌ها بیشتر وقت می‌گذارند. روش دیگر برای حل مشکلات مدیریتی، تاکید بر عملکرد کلی افراد و تیم است. توصیه‌ی ما این است که عملکرد کارمندان و تیم را براساس اهداف سازمان بررسی کنید و با توجه به این اهداف به آن‌ها بازخورد بدهید. همچنین، می‌توانید درباره‌ی مشکلات و موفقیت سازمان با افراد تیم حرف بزنید و برای ارتقای جایگاه کارمندان عملکرد آن‌ها را بررسی کنید.

روی خلق یک تجربه جذاب برای کارکنان در سازمان سرمایه گذاری کنید

سازمان‌هایی که اثربخشی بالایی دارند، به تعامل کارمندان اهمیت می‌دهند. در این سازمان‌ها، کارکنان در فرایند مدیریت عملکرد مشارکت دارند و تیمی کار می‌کنند. سازمان‌های اثربخش روی یادگیری و توسعه‌ی کارکنان سرمایه‌گذاری می‌کنند و سعی می‌کنند مهارت‌های مدیریت و ارتباطات را در آن‌ها تقویت کنند. بنابراین، کارمندان تجربه‌ی خوشایندی در شرکت کسب می‌کنند و عملکرد کاری آن‌ها افزایش پیدا می‌کند.

پرداخت به ازای عملکرد

در یک برنامه‌ی پرداخت موثر همه‌ی پاداش‌ها و انگیزه‌های کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت درنظر گرفته می‌شوند. در نهایت، نتیجه‌ی این برنامه‌ی تقویت عملکرد افراد و تیم است. در برنامه‌ی پرداخت به ازای عملکرد، مهارت‌های کارکنان اهمیت زیادی دارد و احتمال موفقیت سازمان هم افزایش پیدا می‌کند. همچنین در این سیستم، انگیزه‌ی کارکنان بیشتر می‌شود و سازمان هم می‌تواند استعدادهایش را حفظ کند.

نکات کلیدی در تقویت مدیریت عملکرد و برنامه‌های پرداخت

  • اول از همه، مدیریت عملکرد شرکت را براساس فرایندهای کسب‌وکار بازنگری کنید.
  • سه تا از مهم‌ترین اهداف شرکت در خصوص مدیریت عملکرد را مشخص کنید و مطمئن شوید که تعریف عملکرد و روش سنجش موفقیت عملکرد با برنامه‌ی شما هماهنگ است.
  • نقش مدیر، کارمند و منابع انسانی در مدیریت عملکرد را بررسی کنید و به اصول تغییر رفتار پایبند باشید. انتظارات را با توجه به تعریف عملکرد تعریف کنید.
  • به توسعه‌ی شغلی، بازخوردهای مداوم و رفاه کارمندان اهمیت دهید و تعامل‌های مستمر و اثربخش را سرلوحه‌ی کارتان قرار دهید.
  • روش پرداخت شرکت را با توجه به اهداف سازمان تعریف کنید. در صورتی‌که به فلسفه‌ی پرداخت به ازای عملکرد پایبند هستید، اهداف کلی و فرایند مدیریت عملکرد را با توجه به این فلسفه طراحی کنید.

آیا کسب‌وکار شما به واحد منابع انسانی احتیاج دارد؟

۲۳ بازديد



وقتی کسب‌وکاری راه‌اندازی می‌شود، ممکن است در ماه‌های اول نیاز به واحد منابع انسانی نداشته باشد، ولی زمانی‌که کسب‌وکار رشد می‌کند، به واحد منابع انسانی احتیاج دارد. معمولا سازمان‌ها واحد منابع انسانی را راه‌اندازی می‌کنند یا همه‌ی عملیات این واحد را به یک نفر می‌سپارند. بعضی از شرکت‌ها هم دوست دارند خدمات واحد منابع انسانی را برون‌سپاری کنند. در این مقاله درباره‌ی اهمیت منابع انسانی در سازمان‌ها و مزایای آن صحبت می‌کنیم و با برون‌سپاری واحد منابع انسانی آشنا می‌شویم.

واحد منابع انسانی، ابرقهرمان سازمان

واحد منابع انسانی می‌تواند بسیاری از نیازهای کسب‌وکار را برطرف کند. استخدام نیرو فقط یکی از کارهای منابع انسانی است. در شرکت‌های بزرگ، این واحد دوره‌های توسعه‌ی مهارت‌های فردی برای کارکنان برگزار می‌کند و مسئول سیستم حقوق و پاداش است. همچنین، واحد منابع انسانی باید از قانون کار هم آگاهی داشته باشد و مطمئن باشد که این قوانین در شرکت اجرا می‌شود. منابع انسانی در شرکت‌های بزرگ نقش مهمی دارد و فرهنگ سازمان را تعیین می‌کند. در این شرکت‌ها، مدیرهای منابع انسانی برای موفقیت بلندمدت سازمان تلاش می‌کنند.

اما منابع انسانی در شرکت‌های کوچک چه کار می‌کند؟ در بعضی از شرکت‌ها و استارتاپ‌های کوچک، امکان راه‌اندازی یک تیم مجزا برای واحد منابع انسانی وجود ندارد. این شرکت‌ها کارکنان کمی دارند؛ بنابراین راه‌اندازی تیم منابع انسانی برای آن‌ها به صرفه نیست. اگر در مورد راه‌اندازی واحد منابع انسانی در سازمان مطمئن نیستید یا می‌خواهید این واحد را برون‌سپاری کنید، در بخش بعد اطلاعات بیشتری در اختیارتان می‌گذاریم.

چرا شرکت‌های کوچک به منابع انسانی احتیاج دارند؟

قبل از پاسخ‌دادن به این سوال، بهتر است با وظایف و نقش‌های منابع انسانی آشنا بشویم.  واحد منابع انسانی موظف است که کارهای زیر را انجام دهد:

  • استخدام و حفظ کارکنان جدید
  • اجرای قوانین کار در شرکت
  • آموزش کارکنان و حمایت از آن‌ها در روند توسعه‌ی حرفه‌ای
  • مدیریت حقوق و پاداش
  • مدیریت بررسی عملکرد
  • ایجاد محیطی فراگیر و برابر
  • تهیه‌ی کتابچه‌ی راهنمای کارمندان

بسیاری از صاحبان کسب‌وکارهای کوچک به جای استخدام متخصص منابع انسانی یا برون‌سپاری عملیات این واحد، کارهایی مثل مدیریت لیست حقوق و پاداش، استخدام و آموزش را خودشان انجام می‌دهند. این روش ضررهایی هم برای شرکت دارد. ممکن است مدیریت شرکت نتواند همه‌ی کارها را انجام دهد. به‌علاوه، در صورتی‌که شخص متخصصی فرایند استخدام را انجام ندهد، نیروهای خوب از دست می‌روند و سازمان‌ هم رشد نمی‌کند. بنابراین، توصیه‌ی ما برون‌سپاری وظایف منابع انسانی است. اگر شرکت شما قصد برون‌سپاری واحد منابع انسانی را دارد، تیم منابع انسانی مریم حنطوش‌زاده صفر تا صد کارهای واحد منابع انسانی را انجام می‌دهد. توصیه‌ی ما این است که:

«اگر حداقل ۱۰ کارمند در شرکت شما کار می‌کنند، به یک نیروی تمام‌وقت منابع انسانی احتیاج دارید.»

برون‌سپاری واحد منابع انسانی

یکی از متداول‌ترین سوال‌ها در بحث منابع انسانی این است که چه شرکت‌هایی باید واحد منابع انسانی را برون‌سپاری کنند و چه زمانی برای این کار بهتر است؟ در حقیقت، در مورد منابع انسانی در شرکت‌های کوچک قانون مشخصی وجود ندارد. بعضی از شرکت‌ها به تیم منابع انسانی احتیاج دارند و در گروهی از آن‌ها، مدیریت وظایف واحد منابع انسانی را انجام می‌دهد. بسیاری از متخصصین منابع انسانی توصیه می‌کنند که اگر حداقل ۱۰ کارمند در شرکت شما کار می‌کنند، باید یک کارمند تمام‌وقت در این حوزه استفاده کنید.

مزایای راه‌اندازی تیم منابع انسانی

یکی از مهم‌ترین وظیفه‌‌های تیم منابع انسانی گوش‌دادن به دغدغه‌های کارکنان و برطرف‌کردن آن‌ها است. طبق تحقیقات انجام‌شده، اگر کارمندان احساس کنند که به حرف‌ها و دغدغه‌های آن‌ها اهمیت داده می‌شود، مدت‌زمان بیشتری در سازمان می‌مانند؛ بنابراین وجود تیم منابع انسانی مشارکت و شوق کارمندان برای حضور در شرکت و کار کردن را افزایش می‌دهد. اهمیت تیم یا متخصص منابع انسانی در شرکت‌های کوچک‌ بیشتر است. اگر شرکت شما کوچک است، یک مشاور یا متخصص منابع انسانی به افزایش بهره‌روی کارمندان کمک می‌کند. حتی می‌توانید کارهای مربوط به استخدام را برون‌سپاری کنید. با این کار تا حد زیادی در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کنید. در صورتی‌که قصد راه‌اندازی تیم منابع انسانی را دارید، می‌توانید از خدمات مشاوره‌ی سایت مریم حنطوش‌زاده استفاده کنید.

در نهایت اینکه

با راه‌اندازی تیم منابع انسانی یا برون‌سپاری این کار می‌توانید تمرکزتان را روی فروش یا عملکرد بهتر بگذارید و به جایگاه بهتری نسبت به رقبا برسید.

۴ راهکار عملی برای ایجاد برابری، تنوع و شمولیت در سازمان

۱۸ بازديد



تا به حال به تنوع و برابری نیروهای کار در سازمان فکر کرده‌اید؟ چند درصد از کارمندهای شما زن هستند؟ آیا کارکردن در سازمانی منصف و عادل برای شما مهم است؟ این‌ها مباحثی هستند که در زیرمجموعه‌ی تنوع، برابری و شمولیت در سازمان بحث می‌شوند. در این مقاله درباره‌ی این مفاهیم صحبت می‌کنیم و برای اجرایی‌کردن آن از مدیریت دانش کمک می‌گیریم.

تنوع، برابری و شمولیت در سازمان چیست؟

وقتی رفتار منصفانه‌ای در سازمان وجود داشته باشد و همه نیروها و اعضا فارغ از تفاوت های فردی، شخصیتی، جنسیتی، قومیت و … در محل کار مشارکت داشته باشند، می‌توانیم بگوییم مفهوم تنوع، برابری و شمولیت (Diversity Equity, and Inclusion یا DEI) در سازمان رعایت می‌شود. برای رعایت اصل تنوع باید نژاد، قومیت، جنسیت، هویت جنسی، گرایش جنسی، سن، موقعیت اجتماعی، اقتصادی و مذهبی را درنظر بگیرید و از گروه‌های مختلف در سازمان استفاده کنید. اصل برابری به اقدامات، فرایندها و برنامه‌های منصفانه می‌پردازد تا همه احساس کنند مزایای یکسانی دارند. برای رعایت برابری باید مطمئن شوید که فرصت‌های برابر در سازمان وجود دارد و هیچ‌کس مورد تبعیض قرار نمی‌گیرد. شمولیت در سازمان هم تمرین احساس پذیرش و ارزشمندی است. یعنی افراد را با تفاوت‌هایشان بپذیریم و برای آنها ارزش قائل شویم. استخدام افراد مختلف با پیش‌زمینه‌های گوناگون، ایجاد سیستمی برای حل مشکلات و شنیدن نظرهای مختلف از جمله فعالیت‌های سازمانی در راستای شمولیت هستند.

مدیریت دانش چیست؟

مدیریت دانش به معنای کشف، جمع‌آوری و استفاده از دانش فنی سازمانی است. هدف از اجرای برنامه‌های مدیریت دانش در سازمان بهبود فرایندها و آموزش اثربخش کارکنان است. به گونه‌ای که تجارب، آموزه‌ها و دستاوردها در سازمان به صورت بهینه جمع آوری شده و افراد بتوانند از این دانش برخوردار شوند. برای مثال وقتی در سازمان دوره‌ای برگزار می شود، اشتباهی رخ می دهد و یا کسی چیزی در حین کار می آموزد، ثبت شده و در موارد مشابه افراد می توانند از آن بهره مند شوند.

نقش مدیریت دانش در تنوع، برابری و شمولیت

شاید با خودتان بگویید که مدیریت دانش با این سه مفهوم چه ارتباطی دارد؟ اما کافی است به روند اجرای کارها در سازمان‌های مدرن و ارتباط کارکنان نگاهی بیاندازید. امروزه، کارمندها بیشتر وقتشان را آنلاین و دور از محیط کار هستند و از فرایندها و ابزارهای دیجیتال برای انتقال دانش استفاده می‌کنند؛ بنابراین بخش زیادی از تجربه‌های کارکنان در محیط دیجیتال رخ می‌دهد و تنوع، برابری و شمولیت هم باید در این محیط وجود داشته باشد. در محیط‌های کاری دیجیتال، معمولا سیاست‌ها و خط مشی‌هایی تعریف می‌شود. گذاشتن عکس پروفایل در پلت‌فرم رسمی سازمان یا پیداکردن منتورهای سازمانی برای نیروهای جدید از جمله این سیاست‌ها هستند. شاید تصور کنید که این قوانین دست‌وپاگیر هستند و نابرابری‌ها را تقویت می‌کنند، اما تحقیقات نشان می‌دهند برنامه‌ی مدیریت دانش، اطلاعات و دانش را از گروه‌های متنوع دریافت می‌کند و دسترسی برابر به اطلاعات را تقویت می‌کند. با اجرای برنامه‌ی مدیریت دانش، فرصت‌های همکاری بیشتر می‌شود و متخصص‌ها می‌توانند گام‌های موفق‌تری برای پیشبرد اهداف برابری در سازمان بردارند.

مدیریت دانش به مدیرها در ساخت محیط کاری امن و برابر کمک می‌کند؛ بنابراین کارکنان می‌توانند با احساس امنیت و آرامش نظرها و اطلاعاتشان را بقیه کارکنان به اشتراک بگذارند. برای اینکه تنوع، برابری و شمولیت را در برنامه‌ی مدیریت دانش سازمان بگنجانید، باید با مراحل زیر شروع کنید.

  • گفت‌وگو با ذینفعان سازمان برای پیداکردن مشکلات و راه‌حل‌های احتمالی
  • ایجاد صریحانه‌ی اصول برابری و شمولیت در استراتژی مدیریت دانش
  • مشارکت با سایر گروه‌ها برای تمرکز روی اهداف مشابه و اطمینان از همسویی

چگونه با مدیریت دانش، تنوع‌، برابری و شمولیت را در سازمان اجرا کنید؟

با درنظرگرفتن چهار نکته‌ی زیر می‌توانید شرایط برابری را در سازمان ایجاد کنید و تنوع و شمولیت را در سازمان بگنجانید.

1.    طبق ارزش‌های اصلی پیش بروید

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات تنوع، برابری و شمولیت (DEI) یا مدیریت دانش در سازمان، درگیرکردن بخش‌های مختلف کسب‌وکار در این برنامه است. طبق نظرسنجی‌ها و تحقیقاتی که درمورد برنامه‌های مدیریت دانش و DEI انجام شده است، بیشتر مدیرها و کارکنان معتقدند که اجرای این برنامه‌ها و ابتکارات در سازمان باید هم‌راستا با چشم‌انداز و استراتژی‌های سازمان باشد. به طوریکه ارزش‌ها، اهداف و استراتژی ها برای همه شفاف باشد، نه اینکه گروه خاصی فقط در جریان باشند و همگان به اطلاعات دسترسی یکسانی داشته باشند.  برای مثال سازمان تدریس برای آمریکا، ارزش آن در دسترس قرار دادن آموزش برای همه است. در این راستا از مدیریت دانش برای ایجاد برابری استفاده کرد. لذا افراد با بیان تجربه‌های خود در قالب داستان برای اعضای سازمان، مدیرها، حامیان و دانش‌آموزها به نحوی به اجرای ماموریت‌های سازمان کمک می‌کردند. تیم مدیریت دانش سازمان باید فعالیت‌های متنوع را شناسایی و مدیریت می‌کرد تا بفهمد کجا اطلاعات و دانش در دسترس همه افراد نیست. ارائه‌ی اطلاعات در شکل‌های مختلف مثل ویدئو، مقاله و فایل اسلایدی از جمله راهکارهایی برای اجرای برابر مدیریت دانش است. «مدیریت دانش فقط انتقال دانش به اعضا و بخش‌های مختلف سازمان نیست، بلکه اجرای برابری و انصاف در سازمان است. با برنامه‌ریزی و مدیریت دانش فرهنگی فراگیر در سازمان شکل می‌گیرد.»

2.    انصاف و شمولیت را از جنبه‌های مختلف بررسی کنید

استخدام افراد با نژادها و قومیت‌های مختلف در سازمان نمونه‌ای از اجرای عدالت اجتماعی در سازمان است. اما باید برابری و شمولیت را از جنبه‌های مختلفی بررسی کنید و زاویه دیدتان را گسترش بدهید. بسیاری از گروه‌ها و کارکنان در فضای حرفه‌ای و سازمانی صدایی ندارند. مثلا شرکت‌ها برای استخدام کارمندهای دارای معلولیت چه راهکاری دارند؟ آیا سازمان‌ها در اجرای برنامه‌های انتقال دانش کارمندهای دورکار را هم درنظر می‌گیرند؟ برای اینکه برنامه‌ی مدیریت دانش فراگیر باشد، باید مطمئن باشید که همه کارکنان و اعضای سازمان به اطلاعات و دانش سازمانی دسترسی دارند و می‌توانند از آن استفاده کنند. مثلا، سازمان بین‌المللی Oxfam در پلت‌فرم دیجیتالی خودش سعی می‌کند در ارائه‌ی خدمات محل زندگی افراد را درنظر نگیرد و به همه افراد زیرمجموعه‌ی خیریه‌‌ی بین‌المللی آکسفام کمک کند. ارائه‌ی ترجمه مطالب سایت و توضیح اصطلاح‌ها و عبارت‌های اختصاصی از دیگر قابلیت‌های پلت‌فرم آکسفام برای کاربرانش است تا فهم مطلب را برای همه آسان کند. با این کار اطلاعات و خدمات آکسفام به‌طور یکسان در دسترس همه قرار می‌گیرد.

3.    امنیت روانی را تقویت کنید

ممکن است در سازمانی، همه‌ی کارکنان به فرصت‌های اشتراک دانش دسترسی داشته باشند، ولی برای صحبت‌کردن و نظردادن راحت نباشند. افرادی که آسیب‌پذیر، درون‌گرا یا حساس هستند، معمولا در چنین موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند. همچنین، گاهی اوقات، کارکنان تمایلی ندارند درباره‌ی پروژه‌های شکست‌خورده صحبت کنند. تشویق کارکنان به صحبت درباره‌ی اشتباه‌ها و شکست‌ها در زمره‌ی برنامه‌های مدیریت دانش قرار می‌گیرد. برای اینکه اصل شمولیت را در سازمان اجرا کنید، باید در راستای تقویت امنیت روانی برای همه کارکنان قدم بردارید و برنامه‌های مدیریت دانش را هم در همین مسیر طراحی کنید. فراموش نکنید که کارکنان باید در بیان نظرهای متفاوت پروژه‌های تمام‌نشده و لحظه‌های یادگیری آزاد باشند و ترس از قضاوت‌شدن نداشته باشند.

4.    به کارکنان بابت کمک‌کردن و توانمندکردن دیگران پاداش دهید

گاهی اوقات در بحث شکل‌گیری فرهنگ سازمانی، کارکنان و اعضای سازمان تاثیر فعالیت‌ها و مشوق‌ها را نادیده می‌گیرند. اگر مدیرها می‌خواهند پذیرش نظرهای مختلف و و دسترسی برابر به اطلاعات را ترویج کنند، باید این مفاهیم را در خودشان هم تقویت کنند. در واقع، به عنوان یک مدیر بهتر است این سوال را از خودتان بپرسید که چقدر می‌توانید بقیه اعضای تیم و سازمان را توانمند کرده و آن‌ها را همراهی کنید؟ با استفاده از برنامه‌های مدیریت دانش می‌توانید طرح‌های گیمیفیکیشن، برنامه‌های تشکر و جوایز را در سازمان اجرا کرده و از همکاران، کارکنان، مشاورها و مشتری‌ها تشکر کنید؛ اما بهترین راهکار، اضافه‌کردن برنامه‌های اشتراک دانش به سیستم مدیریت عملکرد است.

سخن آخر

ترکیب مدیریت دانش و مفاهیم DEI یا تنوع، برابری و شمول جنبشی تازه است که در بعضی از سازمان‌ها اجرا می‌شود. شرکت‌هایی که این سیستم را اجرایی کرده‌اند، اولین سازمان‌هایی هستند که تاثیرگذاری مدیریت دانش در برابری و شمولیت را درک می‌کنند. اگر شما هم می‌خواهید به این سازمان‌ها بپیوندید، باید بدانید که اصلاحات و تغییر یک‌شبه رخ نمی‌دهند. به‌علاوه، بهتر است این نکته‌ را هم درنظر بگیرید که تمرین‌کردن مدیریت دانش در سازمان چه تاثیری روی گروه‌های مختلف می‌گذارد. سعی کنید در مسیر اجرایی‌کردن مدیریت دانش و برابری آگاهی ایجاد کرده و راه‌حل‌های احتمالی را بررسی کنید. در صورتی‌که برای اصلاح مدیریت دانش در سازمان یا اجرای تنوع، برابری و شمولیت در سازمان به کمک احتیاج دارید، می‌توانید روی خدمات مشاوره‌ی ما حساب کنید.

کارگاه تصمیم‌گیری و مهارت‌های بازخورد دادن، مدیریت استرس و خشم

۳۱ بازديد



کارگاه تصمیم‌گیری و مهارت‌های بازخورد دادن، مدیریت استرس و خشم
با کمک اوریگامی توسط تیم ما (مریم حنطوش زاده مدرس و کوچ رفتار سازمانی و سپیده کرمی طراح بازی و مدرس تخصصی اوریگامی) برای 20 نفر از مدیران و سرپرستان شرکت ریلی مپنا در سازمان مدیریت صنعتی واقع در خیابان شیخ بهایی، طی یک جلسه ی 8 ساعته‌ی حضوری برگزار شد.

بدیهی‌است که مباحثی چون تصمیم‌گیری و مهارت‌های بازخورد، مدیریت استرس و خشم هر کدام دوره‌هایی جداگانه و مفصل را می‌طلبند، همان طور که تیم ما معمولا این دوره ها را مستقل برگزار می کند. اما آنچه همیشه برای ما در اولویت است، این است که دوره را براساس نیاز کارفرما طراحی و ارائه کنیم، به گونه ایی که هم خلاقانه باشد، هم اطلاعاتی که به شرکت کنندگان منتقل می‌شود کافی و منسجم باشد.

آنچه در این دوره گذشت:

زندگی شخصی و کاری ما مملو از تصمیمات ریز و درشت است، اینکه چگونه و چرایی تصمیم ما چیست؟ و ما می‌خواهیم چه مدلی را برای پیشبرد زندگی‌مان بر‌‌گزینم، از پر‌تکرار ترین پرسش‌های پیش روی ماست.

این کارگاه با هدف شناخت فرهنگ و سیاست تصمیم‌گیری سازمان‌ها در راستای بهبود ارتباطات سازمانی ارائه شد. به همین منظور مسیر این کارگاه نیز با با شناخت چهار سبک تصمیم‌گیری آغاز شد، اینکه انواع تصمیم‌گیری‌های سازمانی را بشناسیم، و با مواجه‌ی خودمان با این تصمیمات بیشتر آشنا شویم. راهکار ما برای تعمیق این آشنایی و شناخت، ارائه‌ی بحث‌های گروهی و مشارکت افراد در گروه‌های چند نفره برای بررسی یک تصمیم سازمانی بود.

در ادامه با توجه به این نکته که هر تصمیمی میزانی استرس را با خود به افراد منتقل میکند، کارگاه را با بحث مدیریت استرس و با موضوع مدل‌ها و مراحل شکل‌گیری استرس در مغز، ادامه دادیم. بیان اینکه خود استرس چیست و چه تاثیری بر عملکرد ما دارد. از علل ایجاد استرس و تاثیرات آن و انتظاراتی که به استرس‌هایمان دامن می‌زنند حرف زدیم، استراتژی هایی برای مدیریت استرتس ارائه دادیم. همچنین  تکنیک‌های افراد را در مواجه با استرس شنیدیم که باعث شد افراد با روش های مختلف یکدیگر آشنا شوند. 

 اما شاید نکته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کلیدی همین باشد که ما به جای رها کردن خود از فشار استرس، همیشه راهکار می‌دهیم که این راهکار‌ها گاه خودشان به تنهایی استرس زا باشند.

پس از آن برای تمرین رهایی ذهن از دغدغه‌ها و فشار استرس همچون همیشه راه‌حل بازی‌وارسازی مفاهیم را کار ساز یافتیم، و این‌بار از یکی از اصلی‌ترین فواید اوریگامی که انتقال حال خوب از طریق متمرکز کردن ذهن است بهره بردیم. و پس از پایان بازی این بازخورد را از شرکت کنندگان دریافت کردیم که در حین بازی انگار ذهنمان خالی بود و به هیچ چیز فکر نمی‌کردیم.

” در حین بازی به مغز احساس آرامش می دهیم و فرمان کنترل مغز را به دست می گیرم تا به آنچه ما می خواهیم تمرکز کند. در نتیجه  تهدیدها و نگرانی ها را می تواند کنار بگذارد و بتواند با تامل و خردمندانه موضوعات را بررسی کند”

مبحث بعدی و مهم دیگری که در کارگاه روز 6 بهمن ارائه شد، مبحث آشنای خشم بود، این خشم گاهی در امتداد استرس‌های ما سر باز می‌کند و کاری می‌کند که عملکرد ما در پاسخ به یک اتفاق، بسیار متفاوت‌تر از عملکرد همیشگی‌مان باشد. چراکه خشم یک احساس ثانویه است و این آگاهی افراد را به علت بروز خشم در وجوشان آگاه می کند. برای مثال متوجه شدن استرس های مزمن، حس طرد شدن یا گاهی تنهایی منجر به بروز خشم می شود.  در این مبحث هم همچون موضوعات قبل خشم و انواع آن را شناختیم، و چرخه ‌ی خشم را بررسی کردیم و از استراتژی‌های بر هم زننده چرخه خشم گفتیم. و در نهایت این مبحث را نیز با تمرین فردی شرکت کنندگان با کمک پرسشنامه‌ و تجربه‌ی زیسته‌ی افراد در مواجهه با خشم، به پایان رساندیم.

آخرین مبحث این دوره که همیشه مورد استقبال شرکت کنندگان ماست بحث شیرین و مفصل بازخورد است، حتما می پرسید چرا شیرین؟ مگر مزه‌ی شنیدن ایرادات مان می تواند شیرین هم باشد؟ و ما پاسخ می‌دهیم،بله. دلیل‌مان هم این است، که این دوره به شما کمک می‌کند که شاید یکی از تلخ‌ترین تجارب سازمانی‌تان، با دانستن نحوه‌ی صحیح بازخورد‌دادن و بازخورد‌گرفتن نه تنها هرگز اتفاق نیفتد، بلکه به یک فرهنگ نو در سازمان‌تان تبدیل شود تا شیوه‌ی رعب آور انتقاد را برای همیشه با بازخورد جایگزین کنیم. 

در این مبحث ما به موارد مهمی چون انواع مختلف بازخورد و تفاوت‌های آن، شیوه‌ی درست بازخورد‌‌دادن و بازخورد‌‌گرفتن و تمرین این مدل‌ها پرداختیم.

پس از آن با استفاده از “پکیج اوریگامی و بازخورد” که شامل کاغذ مخصوص اوریگامی، دیاگرام و چک لیست‌های طراحی شده بازخورد توسط مریم حنطوش زادهاست، شرکت کنندگان را در شرایطی قرار دادیم که تکنیک‌هایی را که به صورت تئوری فرا گرفته بودند، به صورت عملی و در غالب بازی تمرین کنند. “پکیج اوریگامی و بازخورد” یکی از محصولات نو‌آورانه و جذابی است که توسط تیم ما طراحی و تاکنون در چندین سازمان‌ اجرا و با استقبال خوب مخاطبان دوره‌ها و مدرسان مهارت‌های نرم همراه بوده است.

 

از سری بازخورد‌های دریافت شده توسط شرکت کنندگان:

 

حمید‌رضا محبی سرپرست تزئینات داخلی ریلی:کلاس ریتم تندی داشت و خسته کننده نبود و مطالب جدید و کار سازی برای پوشش بعضی ضعف‌ها را داشت.

سید عطا فاطمی سرپرست سایت تبریز:محتوا کامل و مفید بود و کار گروهی جالب و مفید بود.

حمید‌رضا مجیدی مدیر نگه‌داری و تعمییرات:مطالب و بازی خوب و نو بود.

 

سر فصل های دوره:

  • تصمیم‌گیری
  • انواع سبکهای تصمیم‌گیری سازمانی
  • حقوق تصمیم‌گیری
  • مدل RACI
  • مدیریت استرس و خشم
  • مراحل شکل گیری استرس و خشم
  • واکنشهای هیجانی استرس
  • استرس خوب و بد
  • منابع مقابله با استرس
  • استراتژی های مقابله با استرس و خشم
  • مفهوم بازخورد
  • چرا بازخورد
  • تکنیک های بازخورد گرفتن
  • تکنیک های بازخورد دادن SBIAC
  • بایدها و نباید ها در بازخورد
  • تفاوت بازخورد اصلاحی و انتقاد
  • -تفاوت بازخورد تقویتی و تعریف

شنونده‌های خوب چه کار می‌کنند؟

۲۵ بازديد




به آخرین باری که در جلسه‌های سازمان شرکت کرده‌اید فکر کنید، چقدر به حرف کارمندان و اعضای دیگر جلسه گوش داده‌اید؟ مهارت گوش دادن در موفقیت شغلی و کیفیت روابط بین فردی اهمیت زیادی دارد. در این مقاله می‌خواهیم درباره مهارت گوش ‌دادن فعال و موثر صحبت کنیم و ویژگی‌های شنونده‌های خوب را توضیح دهیم.

محققان درباره مهارت گوش دادن فعال و موثر چه می‌گویند؟

بیشتر مردم تصور می‌کنند که اگر موارد زیر را رعایت کنند، شنونده خوبی هستند:

  • قطع‌نکردن حرف گوینده
  • نشان‌دادن شوق و علاقه به صحبت طرف مقابل با حالت‌های چهره و صداها
  • تکرار حرف گوینده به نشانه تاکید و درک صحبت‌های او
شنونده خوب مثل ترامپولین است. همان‌طور که ترامپولین شخص را به ارتفاع بیشتری پرتاب می‌کند، شنونده هم با رفتار و سخنانش به گوینده انرژی می‌دهد.

 

اما طبق تحقیقات جک زینگر و جوزف فولکمن، این موارد ویژگی‌های یک شنونده خوب نیستند. آن‌ها معتقدند که شنونده خوب مثل ترامپولین است. همان‌طور که ترامپولین شخص را به ارتفاع بیشتری پرتاب می‌کند، شنونده هم با رفتار و سخنانش به گوینده انرژی می‌دهد. شنونده خوب با بازخوردهای موثر و سازنده از افکار و سخنان گوینده حمایت می‌کند. با ارائه‌ بازخورد، یک مکالمه دوطرفه بین گوینده و شنونده شکل می‌گیرد. زینگر و فولکمن در تحقیقاتشان شش سطح از مهارت‌ گوش ‌دادن فعال و موثر را تعریف می‌کنند. بیایید نگاه دقیق‌تری به تحقیق آن‌ها بیاندازیم.

آیا شنونده خوب، شنونده ساکت است؟

در بیشتر تحقیقات حوزه مدیریت، جواب این سوال مثبت است. بهتر است شنونده ساکت بماند و گاهی اوقات برای حمایت از طرف مقابل سرش را تکان دهد. در این مطالعه‌ها، شنونده خوب حرف‌های گوینده را تکرار می‌کند تا نشان دهد به خوبی گوش می‌دهد. با این حال، زینگر و فولکمن نظر دیگری دارند. آن‌ها معتقدند که این رفتارها نمی‌توانند مهارت گوش دادن فعال و موثر را به درستی توصیف کنند. در بخش بعد می‌بینیم که از نظر زینگر و فولکمن، شنونده خوب چه کار می‌کند؟

شنونده‌های خوب چه ویژگی‌هایی دارند؟

زینگر و فولکمن در تحقیقشان برای مدیران برنامه‌ای تدارک دیدند. مدیرها در برنامه آن‌ها شرکت می‌کردند تا به کوچ‌های بهتری تبدیل شوند. حدود ۳۴۹۲ مدیر در این برنامه حضور داشتند. زینگر و فولکمن مهارت‌های کوچینگ شرکت‌کننده‌ها را با ارزیابی‌های ۳۶۰ درجه بررسی کردند. از بین شرکت‌کننده‌ها بهترین شنونده‌ها و شنونده‌های متوسط شناسایی شدند. در نهایت، زینگر و فولکمن توانستند ویژگی‌های برترین شنونده‌ها را در چهار دسته قرار دهند:

شنونده‌ خوب ساکت نیست

شنونده‌های خوب سوال می‌پرسند تا حرف‌های طرف مقابل را درک کنند. بنابراین، گوش ‌دادن و سر تکان‌دادن نشانه‌های گوش دادن فعال و موثر نیست. شما می‌توانید با پرسیدن سوال‌های مناسب از گوینده بخواهید اطلاعات بیشتری به شما بدهد. در مهارت گوش‌ دادن فعال و موثر مکالمه دو طرفه ایجاد می شود و بین شنونده و گوینده تعامل شکل می‌گیرد.

شنونده خوب عزت‌نفس گوینده را تقویت می‌کند

بهترین شنونده‌ها محیط امنی برای طرف مقابل ایجاد کرده و از او حمایت می‌کنند. اگر مهارت گوش‌ دادن را در خودتان تقویت کنید، بقیه از صحبت‌کردن با شما حس خوبی می‌گیرند و اعتماد‌به‌نفسشان تقویت می‌شود. برای اینکه این سطح از مهارت گوش دادن را در خودتان تقویت کنید، سعی کنید بدون جبهه‌گیری به حرف‌های گوینده گوش کنید.

شنونده خوب در گفت‌وگو مشارکت می‌کند

در یک گفت‌وگوی مشارکتی، دو طرف صحبت می‌کنند و بازخورد می‌دهند. در چنین گفت‌وگویی، شنونده حالت تدافعی ندارد و نظراتش به آرامی بیان می‌کند. در مقابل، شنونده‌های ضعیف گفت‌وگو را مثل میدان مسابقه می‌بینند. آن‌ها به حرف‌های گوینده گوش می‌کنند تا در منطق و استدلال‌های خطایی پیدا کنند.

شنونده ضعیف به جای اینکه به حرف‌های گوینده گوش دهد، دنبال پاسخ‌دادن به او است. کسی‌که مهارت گوش‌ دادن فعال و موثر را به خوبی درک کرده باشد، به دنبال برنده‌شدن در بحث نیست، بلکه سعی می‌کند به گوینده کمک کند. در اجرای چنین رویکردی، شما می‌توانید فرضیه‌های گوینده را به چالش بکشید و با او مخالفت کنید، اما تخریبش نمی‌کنید.

شنونده خوب پیشنهاد می‌دهد

اگر در گفت‌وگو به خوبی به سخنان طرف مقابل گوش دهید، سعی می‌کنید طوری به او بازخورد دهید که مسیرها و گزینه‌های جدیدی در گفت‌وگو باز شود. به‌علاوه، شنونده‌ خوب به جای اینکه نصیحت کند و سخن گوینده را قطع کند، پیشنهادهای موثر می‌دهد.

با توجه به ویژگی‌های ذکرشده، شنونده خوب به شما ایده می‌دهد و فعالانه از شما حمایت می‌کند. اگر با شنونده خوب وارد صحبت شوید، بعد از پایان گفت‌وگو خسته نیستید و احساس سردرگمی نمی‌کنید. البته، همان‌طور که در ابتدای مقاله گفتیم، زینگر و فولکمن برای مهارت گوش دادن شش سطح تعریف کردند. در بخش بعد این سطح‌ها را توضیح می‌دهیم.

سطح‌های مهارت گوش دادن فعال و موثر

هر یک از مرحله‌های زیر پیش‌نیاز مرحله‌ بعدی هستند. اگر می‌خواهید مهارت گوش دادن را تقویت کنید، بهتر است مرحله‌‌به‌مرحله پیش بروید و هر یک از سطوح زیر را تمرین کنید. با تمرین سطح‌های مختلف گوش دادن می‌توانید به شنونده‌ای خوب تبدیل شوید.

سطح اول

در این سطح، شنونده محیط امنی برای گفت‌وگو ایجاد می‌کند و دو نفر می‌توانند درباره مسائل پیچیده به راحتی صحبت کنند. سطح اول از مهارت گوش دادن فعال و موثر ساده‌ترین نوع گوش دادن است. گوینده و شنونده با آرامش درباره مسائلی مثل سیاست، کار و جامعه صحبت می‌کنند.

سطح دوم

شنونده در طول گفت‌وگو از تلفن و لپ‌تاپ استفاده نمی‌کند و فقط به سخنان گوینده توجه می‌کند. او تلاش می‌کند با طرف مقابل ارتباط چشمی برقرار کند. برقراری ارتباط چشمی با گوینده روی احساسات و نظرات او تاثیر می‌گذارد و شما را به شنونده بهتری تبدیل می‌کند. اگر کارمند شما با لپ‌تاپ جلویتان می‌نشیند تا درباره گزارشش صحبت کند، بهتر است تلفن و لپ‌تاپ را کنار بگذارید و با جان و دل به گزارش گوش کنید.

سطح سوم

شنونده تلاش می‌کند مفهوم اصلی سخنان گوینده را درک کند، ایده‌ها را بفهمد و سوال بپرسد. او با بیان مسائل مطرح‌شده در گفت‌وگو نشان می‌دهد که به درستی منظور گوینده را درک کرده است. جلسه‌های بارش ایده در شرکت‌ها و استارتاپ‌ها نمونه‌ای از سطح سوم گوش دادن است.

سطح چهارم

شنونده نشانه‌های غیرکلامی مثل حالت‌های چهره، عرق‌کردن، تعداد دم و بازدم، ژست‌ها و زبان بدن را مشاهده می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که ۸۰ درصد از ارتباطات ما با دیگران ریشه در نشانه‌های غیرکلامی دارند. مثلا اگر گوینده در صحبت‌هایش از شوخی استفاده می‌کند، لبخند شما نشان می‌دهد که شوخی او را پسندیده‌‌اید و او کارش را درست انجام داده است. بنابراین، در مکالمه موثر گوش‌ها و چشم‌ها هر دو فعالیت می‌کنند.

سطح پنجم

در این سطح، شنونده احساسات و عواطف گوینده را عمیقا درک کرده و آن‌ها را تایید می‌کند. همدلی و حمایت از ویژگی‌های سطح پنجم مهارت گوش دادن هستند. در چنین گفت‌وگویی، شنونده برای احساسات گوینده ارزش قائل است و قضاوتش نمی‌کند. این نوع از گوش دادن بیشتر در جلسه‌های روان‌درمانی رخ می‌دهد.

سطح ششم

شنونده برای شفاف‌کردن فرضیه‌های گوینده و حمایت از او سوال می‌پرسد. با این کار، گوینده موضوع را از زاویه دیگری می‌بیند. سوال‌پرسیدن به گوینده کمک می‌کند تا ایده‌ها و افکار جدیدی را بیان کند. در چنین گفت‌وگویی باید مراقب باشید تا مکالمه را به سمت خودتان نچرخانید و موضوع صحبت را عوض نکنید. سطح ششم مهارت گوش دادن را در جلسه‌های دفاع از پایان‌نامه شاهد هستیم. در چنین جلسه‌هایی، استاد راهنما سوال می‌پرسد و دانشجو با توجه به زاویه دید استاد پاسخ می‌دهد.

سخن آخر

ما در این مقاله سعی کردیم با توجه به نتایج تحقیق زینگر و فولکمن، ویژگی‌های شنونده خوب را بیان کنیم. امیدواریم با دانستن این ویژگی‌ها مهارت گوش دادن فعال و موثر را تمرین کرده و در روابط‌ روزمره خودتان اجرا کنید.

مهارت های ارتباطی

۲۴ بازديد

آنقدر اهمیت مهارتهای ارتباطی واضح و مبرهن است که جای توضیح نمی ماند. از ارسال یک پیام شفاهی گرفته تا یک پیام در چت و یا یک نامه. آنقدر برداشتها و روالها سوء تفاهم ایجاد می کنند که گاهی خروجی قضیه صرفا به دلیل ضعف در انتقال یا دریافت پیام هزینه های سنگینی برای سازمان برجا می گذارد. لذا جز اولین های آموزش های هر سازمانی مهارتهای ارتباطی است.


– طول دوره: 8 ساعت

– امکان برگزاری یک جلسه دو ساعته کوچینگ گروهی، پرکردن پرسشنامه ها و بحث های گروهی قبل از کلاس برای آمادگی افراد و نیاز سنجی دقیق تر وجود دارد.

– امکان برگزاری دوره به صورت حضوری و غیرحضوری

– کلاس به صورت کارگاهی با تمرین ها، بازی های گروهی، قیلم های مرتبط و تحلیل آن و…متناسب با بستر فضای حضوری و غیرحضوری برگزار خواهد شد .

– در پایان هر جلسه تمرین هایی برای طراحی یک برنامه توسعه فردی ارائه خواهد شد.

– جهت فالوآپ دوره، امکان برگزاری یک جلسه 3 ساعته برای مرور و بررسی میزان یادگیری و اثربخشی شرکت کنندگان وجود دارد.

دوره آموزش مهارت‌های رفتاری دیسک در شرکت ادورا طب

۲۰ بازديد



این دوره با همکاری گروه رادمان برای سرپرستان شرکت ادورا طب در راستای تقویت مهارت های سرپرستان اجرا شد. از آنجایی که اغلب افراد توانمند در حوزه تخصصی خود رشد می‌کنند و به سطوح سرپرستی یا مدیریتی دست پیدا می کنند، اما مهارت های سرپرستی و مدیریتی به صورت علمی و اصولی همراستا با مهارت‌های تخصصی پیش نمی‌رود. لذا در راستای توسعه و مدیریت منابع انسانی سازمان، به منظور تسهیل مسیر رشد سرپرستان در مجموعه ادوراطب دوره اصول سرپرستی اجرا شد. در اولین گام بحث خودشناسی با مدل های رفتاری دیسک مطرح شد تا افراد با نقاط قوت، قابل بهبود و انگیزه‌ها‌ی خود و کارکنان خود آشنا شوند.

از آنجا که مدیریت منابع انسانی یا مدیریت کارکنان و کارمندا، پروسه و فرآیندهای استخدام، مشارکت و تعامل کارکنان و بررسی عملکرد آنها و… را در بر می گیرد. این پروسه یک فرآیندی است که به کارمندان شما کمک می کند تا بهترین عملکرد خود را داشته باشند و به اهداف تجاری مورد نظر شما دست یابند.

برای بالا رفتن عملکرد فردی و تیمی میتوان با شناخت خود و درک چرایی رفتار اطرافیان به بالا رفتن کیفیت روابط‌مان کمک کنیم و از تعارضات ایجاد شده در روابط و محیط‌های کاری و همکاری استفاده بهینه داشته باشیم.

روند اجرا

افراد از قبل تست دیسک را زده بودند . در این مسیر ابتدا با چهار مدل رفتاری DISC کنترل گر، اثرگذار، باثبات و با وجدان آشنا شدند. تا مدل رفتاری خود را بهتر بشناسند. ترس ها، انگیزه، نقاط قوت و تاثیر رفتار خود را بر دیگران درک کردند تا یک مسیر توسعه فردی برای خود در نظر گیرند.

در مرحله بعد، با شناخت ابعاد درونگرایی ،برونگرایی و مدل های تصمیم گیری کارمحور و مردم محور توانستند بیاموزند که چگونه مدل های رفتاری دیگران را تشخیص دهند. بعلاوه نشانه های رفتاری سایر مدل‌ها را سریعتر تشخیص دهند تا ارتباط بهتری برقرار کنند.

در مرحله سوم آموختند متناسب با نیازها و نگرانی هر مدل متناسب با آن مدل رفتار کنند تا یک ارتباط پویا را تجربه کنند

در تمام این مراحل بازی ها و تمرین های فردی و گروهی اجرا می‌شد تا افراد در تجربه ها و گفتگوهای خود به درک بهتر از خود و دیگران دست یابند.

در مرحله بعد

شرکت کنندگان که به شدت با محتوا ارتباط برقرار کردند و فعالانه در تمرین های کلاس از آموخته هایشان برای تطبیق و شناخت خود و همکارانشان استفاده کردند و توانستند نقشه راه جدیدی برای ارتباط موثر با مدیران و همکاران دیگر تهیه کنند.

(برای مثال: یکی از شرکت کنندگان می گفت: فهمیدم راهی که به عنوان سرپرست تاکنون می‌رفتم اشتباه بوده با اینکه همیشه فکر می‌کردم دارم به بهترین شیوه عمل می کنم. اما متوجه شدم فردی که با او چالش دارم، صرفا مدل رفتاری او با من متفاوت است در نتیجه نیازها و اولویت‌های متفاوتی داریم. من با مدل D یا کنترل گر می خواهم کارها سریع پیش برود ولی او با مدل S یا باثبات برایش بررسی همه جوانب مهم است. در نتیجه یه جای اینکه او را مجبور به تغییر کنم، می خواهم او را بهتر بفهمم. حالا می‌دانم رفتار من چه تاثیری روی او دارد و تلاش می کنم از تفاوت‌هایمان بهتر استفاده کنم)

البته اولین قدم شناخت مدل رفتاری و نقاط قابل بهبود در خودمان است و این موضوع به خوبی در تمرین های گروهی شرکت کنندگان به عنوان دست‌آوردشان دیده می‌شد.

 

در نظر داشته باشیم که مدیریت منابع انسانی سه حوزه کلیدی دارد :

  1. جذب
  2. نگهداشت
  3. مدیریت عملکرد

در هر یک از این سه حوزه دانش مدلهای رفتاری دیسک کمک کننده است.

  • در تعیین شایستگی های رفتاری و شخصیتی مورد نیاز یک شغل و انتخاب از بین نزدیک ترین فرد متقاضی به این شایستگی ها 
  • در نحوه تعامل با نیروی مشغول به کار 
  • و در نهایت وصل کردن شایستگی های شغلی به سیستم مدیریت عملکرد

 

سرفصل‌های دوره :

  • شناخت مدل‌های رفتاری خود و دیگران در دیسک
  • شناخت نقاط قوت رفتاری خود و دیگران
  • شناخت نقاط قابل بهبود رفتاری خود و دیگران 
  • نحوه تعامل با هر مدل رفتاری
  • نحوه تحلیل گزارش دیسک